الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
185
تفسير مجمع البيان (فارسى)
بيان آيهء 51 و 52 لغت جبت : در لغت عرب صرف ندارد و بنا بروايتى از سعيد بن جبير اين كلمه در لغت اهل حبشه بمعنى سحر ( يا ساحر ) است . ممكن است اين كلمه در زبان عرب و اهل حبشه به يك معنى بوده است . يا اينكه عرب ، كلمه را از حبشيان گرفته است . لعنت : دور ساختن از رحمت خداوند بخاطر معصيت و براى كيفر از اينرو لعنت كردن حيوانات صحيح نيست و همچنين اشخاص ديوانه و كودكان . چه اينها تكليفى ندارند تا بخاطر ترك آن سزاوار لعنت باشند . اگر منظور اين باشد كه اينها را لعن كنند و منظور فقط دورى باشد نه كيفر ، عيبى ندارد . اعراب سبيلا : تميز نسبت اولئك : اسم اشاره جمع ، مفرد آن در معنى « ذا » است . چنان كه « نسوة » در معنى جمع « امراه » است در « اولاء » ها براى تنبيه اضافه مىشود لكن در « اولئك » ها اضافه نمىشود ، زيرا حرف كاف ، كه براى خطاب است ، متضمن تنبيه نيز هست . شان نزول عكرمه گويد : ابو برزه ، در جاهليت سحر مىكرد و مردم مسلمان به او مراجعه مىكردند و رغبت نشان مىدادند ، از اين جهت آيه نازل شد . اكثر مفسران گويند : پس از جنگ احد ، كعب بن اشرف با هفتاد سوار از يهوديان ، به مكه رفت كه با قريش بعنوان مخالفت با پيامبر پيمانى ببندند و عهدى كه ميان ايشان و پيامبر بود زير پا گذارند . كعب بر ابو سفيان وارد و مورد احترام واقع شد و ساير يهوديان بخانههاى قريش رفتند . اهل مكه به ايشان گفتند : شما اهل كتاب هستيد و محمد ص صاحب كتاب